ميرزا خانلرخان
295
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
به ظهر مانده ، رسيديم به كاخك . در صحن امامزاده سلطان محمد منزل كردم . ميرزا اسمعيل متولى كه به نوشتهء من منصوب شده بود ، آمد . خيلى اظهار بشاشت كرد . يك مجموعه انار آورد . مرد فقيرى است . معلوم شد محمد حسين خان ، آدم سركار و الا كه حامل رقم توليت او بوده ، سه تومان از او براى منشىباشى رسوم گرفته و بيچاره هنوز نتوانسته است قرض آن را بدهد . شب را در همان دار الحفاظ بقعه بسر برده ، بعد از نماز و زيارت در بقعه ، سوار شده آمديم . سه تومانى به ميرزا اسمعيل متولى نياز نموده كه قرض رسوم منشىباشى را ادا كرده باشد . صبح روز سهشنبهء چهاردهم . سوار شده ، يك ساعت قبل از ظهر رسيديم به دلوئى گوناباد ، خانهء حاجى حسنعلى بيك . خودش به « كيور » رفته بود . شب از كاخك كاغذى به او نوشته ، غلامى از پيش فرستاده بودم . كاغذ مرا براى او بردهاند . دو ساعت از شب رفته آمد . وقت ظهر از كيور سوار شده بود . پير مرد رشيدى است . روز چهارشنبهء پانزدهم . صبح رفتم حمام و امروز را در دلوئى به انتظار ميرزا مصطفى قلى به شب آوردم و نيامد . عيد نوروز روز پنجشنبهء شانزدهم « 1 » . كه روز عيد نوروز سلطانى است باز در دلوئى منتظر ميرزا مصطفى قلى مانديم . سه چهار ساعت از روز گذشته ، آدمى از ميرزا مصطفى قلى آمد كه ديشب به قريهء « جويمند » كه نيم فرسخى اينجاست آمدهايم . حالا تكليف چيست ؟ گفتم : اگر ديشب آمده بودند پيش من ، بنه را شب راه مىانداختيم امروز مىرفتيم . حالا هم بگو بيايد اينجا كه فردا صبح برويم ، رفت . ديگر خبرى از او نشد .
--> ( 1 ) - شانزدهم ربيع الاول 1295 مطابق است با اول فروردين 1257 شمسى .